آشنایی با یک کتاب
" هنر زندگی "
" ویلیام هارت "
🔅تعریف رنج
✔️بودا به وضوح فهمید که رنج وجود دارد. این واقعیتی ناگزیر است، صرف نظر از این که تا چه حد ممکن است ناخوشایند باشد. رنج با شروع زندگی، شروع میشود. ما از حیات داخل رحم خاطر هوشیارانهای نداریم، اما تجربه معمول آن است که با گریه از آنجا بیرون میآییم. تولد ضربه سختی است. با شروع زندگی، همه ما مجبوریم با رنج بیماری و پیری روبه رو شویم. صرف نظر از این که تا چه اندازه بیمار و یا دچار زوال و پیری باشیم، هیچ کدام نمی خواهیم بمیریم، چون مرگ بدبختی بزرگی است. هر موجود زنده ای باید با تمامی این رنج ها مواجه شود.
✔️ما همچنان که عمر خود را سپری می کنیم، مجبوریم با رنج های گوناگون و انواع دردهای جسمی و روحی، مواجه شویم. با جنبه های ناخوشایند درگیر میشویم و از جنبه های خوشایند جدا میمانیم ، به آن چه می خواهیم نمی رسیم، و به چیزی که نمی خواهیم دست مییابیم. تمامی این وضعیت ها یعنی رنج. این رنج ها بر کسی که در مورد آن تعمق کند به سادگی آشکار می شوند، اما بودا به توضیحات محدود عقل قانع نبود. او به بررسی درون خود ادامه داد تا ماهیت واقعی رنج را تجربه کند و دریافت که "رنج یعنی دلبستگی به پنج بخش".
✔️در سطحی بسیار عمیق، رنج، دلبستگی بی حدی است که هر یک از ما نسبت به این جسم و این ذهن، با شناخت ها، ادراکات، احساسات و واکنش هایش بروز می دهیم. مردم به شدت به هویت خود، یعنی موجودیت جسمی و ذهنی شان، میچسبند، در حالی که در واقع چیزی که موجود است، فقط فرایندهای تکاملی است. چسبیدن به یک تصور غیر واقعی از خود به چیزی که در حقیقت پیوسته در حال تغییر است ، عبارت است از رنج بردن.

