زایرکعبه
 
اجتماعی فرهنگی تاریخی

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

فرانسوی‌ها یک عادت خوب دارند به نام بوک کراسینگ (کتاب در گردش). وقتی کتابی که دارن می‌خونن تموم میشه، هر جایی باشند رهایش می‌کنند تا یکی دیگه برداره بخوندش.
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

دو گروه از امّت من هستند که اگر آنان صـالـح باشند تمام امّت صـالـح می‌گردند و اگر غیر این باشد تمام امت فاسد و تباه می‌شوند :

اول عالمان

  دوم حاكمان 

رسول اکرم (ص)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

 و حلاج گفت: شما کجا و محمد کجا! که صد فرعون درون خرقه نهفتید با دو صد تزویر. 
محمد(ص) که خاتم پیامبران بود هرگز به مردم نگفت با من چون و چرا نکنید.

 مردم با او چون و چرا می کردند و حتی بر خلاف نظر او ، نظر می دادند. 


کسی به ما نگفته است که بر همه چیز چشم ببندیم و عیب و ایراد مشایخ را نادیده بگیریم، من در این مدعیان نشانی از حقیقت نمی بینم. 

اینان را به رسول خدا چه نسبت است که او خود را مردم می دانست. زندگی و پوشاکش همانند مردم بود . اما اینان خود را تافته جدابافته می دانند. تنها چیزی که از مردم می خواهند تعظیم و دست بوسی است . 

از مردم جدا زندگی می کنند و لباس ویژه می پوشند محمد رسول خدا را اگر با دو نفر دیگر می دیدند، نمی شناختند. اما اگر اینان در میان هزاران نفر از مردم قرار بگیرند از دور مشخص و معلومند!

 رسول خدا اجازه نمی داد که کسی با احترام پشت سر او حرکت کند اما اینان از ازدحام مردم لذت می برند!

صلیب و صلابت 
دکتر سید یحیی یثربی

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

عکسی از دانشجویان دانشگاه تبریز 


سال :    ۱۳۵۰ 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

کاریکاتور با موضوع گرانی

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

کاریکاتور مشکلات اقتصادی
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

کاریکاتور

مسئولان: 

مردم نگران نباشند کمبودی در کشور نداریم !!!
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

کاریکاتور خرید برای شب عید

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

تلخ‌ترین طنز شب عید 1401 

اتحادیه صنف میوه: کمبود میوه نداریم، چون مردم توان خرید و مصرف ندارند!
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

هر کس می‌تواند شایسته صفت شجاع باشد الا فرد جبار ، جباریت ویژگی است که جایگزین فقدان شجاعت می‌شود. 

افلاطون
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

بستنِ دکمه زیر گلو زمانی خوب است  که جلوی رد شدن "لقمه‌_حرام" را بگیرد.

 


 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

آشنایی با یک کتاب 

"مردی در تبعید ابدی "

نادر ابراهیمی 


زمانى كه با زمانه‌ى خويش نساختى، و با مَسندنشينان و اَمر بَرانِ ايشان كنار نيامدى، و آنچه را كه جاهلان مى گويند، جاهلانه باز نگفتى، لاجرم به تبعيدِ اَبدىِ روح گرفتار خواهى شد، حتّى اگر در كُنجِ منزلى در شهرى ساكن باشى؛ و اگر بر نپذيرفتن پاى فشردى، آواره‌ات خواهند كرد، يا به زندانت خواهند انداخت و به دارَت خواهند كشيد.
 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

خاستگاه علم ودانش وسیر مدارس روستای دولت آبادمرند در گذر تاریخ 
 
مولف:
  یعقوب زایرکعبه
مدیر مدرسه حاج شیخ دولت آباد

 



 
روستای دولت آباد از دیر باز دارای مردمی باسواد و آگاه وفرهنگ دوست بوده و هستند در این مقاله  وتحقیق میخواهم در مورد اولین خاستگاه وریشه های علم ودانش این روستا که هویت و تاریخ فرهنگی آن است اطلاعاتی ارائه کنم که بیشتر مطالب آن از طریق گفتگو با افراد مطلع و معتمد وباتجربه و سیر در تاریخ گذشته دولت آباد بدست آمده است. سیر تحول مدرسه در دولت آباد به پنج دوره اصلی که نشانگر دوره های تحول بر حسب دوره زمانی ده سال می باشد، تقسیم بندی شده است. اینک به شرح دهه های مذکور پرداخته می شود:
1. دهه 1320
تقریبا از اوایل سال 1320 جوانان جویای علم ودانش دنبال منبعی برای سواد آموزی می‌گشتند اما متاسفانه بافت سنتی و متعصب آن روزگار چنین فرصتی برای بهره مندی تشنگان وادی آگاهی نمی داد ودر این میان بیشترین مخالفت با ایجاد مدارس از جانب کسانی بود که عمدتا در راس تصمیم گیریهای مسائل و مشکلات روستا بودند.
درآن روزگار تعدادی از جوانان روستا مجبور می شوند برای آموختن علم ودانش به روستای همجوار( هوجقان )بروند ودرمدرسه انوری آنجا مشغول تحصیل شونداما به علت مشکلات فراوان این افراد هم پس از مدتی دلسرد وبی انگیزه می شوند وادامه تحصیل نمی دهند .
2. دهه 1330
با مطالبه بیشتر مردم و جوانان آن روزگار بالاخره در سال 1330 اولین مدرسه روستا به نام خواجه نصیر الدین طوسی در حیاط فعلی مرحوم محمود نوری که انبار گندم ارباب روستا مجید الملک بود وبه نام ((آغالیق ))مشهور بود دایر میشود .اولین دانش آموزان این مدرسه آقایان ....برای خواندن باقی مقاله  ((ادامه مطلب)) را کلیک کنید .

ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

سرنوشت عجیب سرباز بدشانش جنگ جهانی دوم!

عمرش كفاف ميداد الان داعش به طالبان پاسش ميداد!!! 

"کیونگ جونگ یانگ" جوان 18 ساله کره ای بود که در سال 1938 توسط ارتش ژاپن از کشور اشغال شده کره به خدمت اجباری فراخوانده شد.

ارتش ژاپن او را برای جنگ مقابل شوروی به جبهه ها اعزام نمود اما او پس از مدتی توسط ارتش سرخ به اسارت گرفته شد و ارتش سرخ نیز وی را در سال 1942 به جبهه های شرقی و مقابل آلمان نازی فرستاد.

از بخت بد "جونگ یانگ" در سال 1943 به اسارت نیروهای آلمانی در می آید و آلمانی ها نیز او را در سال 1943 و به منظور مقابله با نیروهای متفقین به ساحل نرماندی میفرستند .

باز هم "جونگ یانگ" در سال 1944 و در جریان جنگ با نیروهای متفقین اینبار به اسارت چتربازان آمریکایی در می آید و نهایتا در سال 1945 توسط انگلیسی ها آزاد میشود.

او باقی عمر خود را تا سال 1992 در Illinois آمریکا مستقر میشود.

فیلم my way بر اساس زندگی او ساخته شده است.

عکس مربوط به فردای روز اسارتش توسط نیرو های آمریکایی در ژوئن 1944 می باشد.

 

 


 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

اندکی_تفکر 

 "کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ می‌بیند! "

تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند. 

زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...

✍️آبراهام هرولد مزلو


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

شخصی به بودا گفت:
"من خوشبختی میخواهم."

بودا پاسخ داد:
نخست "من" را حذف کن،
که حکایت از نفس دارد.

سپس "میخواهم"را حذف کن،
که حکایت از میل و خواسته دارد.

اکنون آنچه که با تو باقی می ماند خوشبختی است .

 


 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

آشنایی با یک کتاب 

" هنر زندگی "

 " ویلیام هارت "


🔅تعریف رنج

✔️بودا به وضوح فهمید که رنج وجود دارد. این واقعیتی ناگزیر است، صرف نظر از این که تا چه حد ممکن است ناخوشایند باشد. رنج با شروع زندگی، شروع می‌شود. ما از حیات داخل رحم خاطر هوشیارانه‌ای نداریم، اما تجربه معمول آن است که با گریه از آنجا بیرون می‌آییم. تولد ضربه سختی است. با شروع زندگی، همه ما مجبوریم با رنج بیماری و پیری روبه رو شویم. صرف نظر از این که تا چه اندازه بیمار و یا دچار زوال و پیری باشیم، هیچ کدام نمی خواهیم بمیریم، چون مرگ بدبختی بزرگی است. هر موجود زنده ای باید با تمامی این رنج ها مواجه شود. 

✔️ما همچنان که عمر خود را سپری می کنیم، مجبوریم با رنج های گوناگون و انواع دردهای جسمی و روحی، مواجه شویم. با جنبه های ناخوشایند درگیر می‌شویم و از جنبه های خوشایند جدا می‌مانیم ، به آن چه می خواهیم نمی رسیم، و به چیزی که نمی خواهیم دست می‌یابیم. تمامی این وضعیت ها یعنی رنج. این رنج ها بر کسی که در مورد آن تعمق کند به سادگی آشکار می شوند، اما بودا به توضیحات محدود عقل قانع نبود. او به بررسی درون خود ادامه داد تا ماهیت واقعی رنج را تجربه کند و دریافت که "رنج یعنی دلبستگی به پنج بخش".

✔️در سطحی بسیار عمیق، رنج، دلبستگی بی حدی است که هر یک از ما نسبت به این جسم و این ذهن، با شناخت ها، ادراکات، احساسات و واکنش هایش بروز می دهیم. مردم به شدت به هویت خود، یعنی موجودیت جسمی و ذهنی شان، می‌چسبند، در حالی که در واقع چیزی که موجود است، فقط فرایندهای تکاملی است. چسبیدن به یک تصور غیر واقعی از خود به چیزی که در حقیقت پیوسته در حال تغییر است ، عبارت است از رنج بردن.
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

به زودی . به زودی . به زودی . به زودی . این به زودی کی خواهد بود ؟ چه کلمه هراس انگیزی است این به زودی . به زودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد . به زودی می تواند یک سال طول بکشد . به زودی کلمه ای است هراس انگیز . این به زودی آینده را در هم می فشارد ، آن را کوچک می کند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود . هر چه هست دودلی و تزلزل مطلق خواهد بود . به زودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهایی است . به زودی همه چیز است . به زودی مرگ است ...!

هاینریش بل
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند....

 که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روي درختی می یابد ، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد .

او می گوید: 

بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود ....
 اما من انتظار کشیدن نمی دانستم . 
آن جنازه ی کوچک تا به امروز ، یکی از سنگین ترین بارها ، بر روی وجدان من بوده است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه حقیقی وجود دارد: فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان . بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن شاهد بودن وسختی کشیدن عزیزان و صبوربودن و مقاومت کردن ، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خدا برای زندگانی ما و فرزندانمان برگزیده است.....

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم اسفند ۱۴۰۰ توسط یعقوب زایرکعبه

زندگی؛

دشوارترین امتحان است.
بسیاری از مردم مردود می ‌شوند
چون سعی می کنند
از روی دست هم بنویسند،
غافل از این که
سوالات موجود در برگه‌ ی هر کسی فرق می‌کند.

میلان_کوندرا

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک